تبليغاتX
چکاوک
چکاوک

گزارش مراسم رونمایی از این اثر گرانقدر را ذر صفحه آخر روزنامه اعتماد می توانید بخوانید.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

تفاوت ميان سنت و اصالت، همواره جزء موضوعات بحث برانگيز انواع هنرها بوده وهست. بخصوص در كشورهايي نظير ايران كه از طرفي داراي سابقه هنري كهن مي باشد و از طرف ديگر خواستار نوجويي و نوگرايي در هنرهاست. هنرمندان در مواجهه با اين مساله جهتگيري هاي متفاوتي دارند و هريك بنا به نظر خود نوعي رفتار را برگزيده اند كه آنها را از ديگر هنرمندان متمايز مي كند. عده اي عقيده دارند ميان اصالت وسنت تفاوتي نيست و حكايت اين مبحث همان حكايت انگور و عنب و ... است كه يك مفهوم را بيان مي كند با زبان متفاوت. گروه ديگر نظرشان تفكيك كامل اصالت و سنت است و بارمعنايي متفاوت اين كلمات كه نتيجه اين نظر، دونوع سوگيري است.

در نوع اول که همان سنت گرایی است، افراد اصرار بر حفظ بی کم و کاست سنت ها دارند. این جهت گیری که معتقدان بر آن کم هم نیستند اصالت را تا جایی می پذیرند که به سنت ها خدشه وارد نکند و تغییری در آن ایجاد ننماید. سوگیری دیگر سوگیری به سمت اصالت هاست. معتقدان به این جهت گیری عقیده دارند باید اصالت ها را حفظ کرد اما سنت ها را تغییر داد و شکست.

همانطور که گفته شد موضوع اصالت و سنت تقریبا در تمام هنرها مطرح است. اگر آواز و گروه نوازی را دو رکن اساسی اجرای موسیقی ایرانی بنامیم می توان برای هرکدام از این ارکان در فضا و زمان کنونی نمونه ای بارز ذکر کرد. در زمینه آواز، استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری مطرح ترین هنرمندانی هستند که می توان از آنها نام برد و در گروه نوازی پیشتازی از آن کامکارهاست. آنگونه که از گفته ها و رفتارها پیداست تمامی این افراد در یک چیز اتفاق نظر دارند که آن همان سوگیری به سمت اصالتهاست و رویکرد سنت شکنی. گرچه قبول این گفته در ابتدا برای بعضی ها سخت و ناممکن است اما نگاهی کوتاه به آنچه در چند سال اخیر در حوزه موسیقی ایرانی رخ داده است شاهدی است بر اثبات صحت این ادعا. استاد محمدرضا شجریان در مصاحبه ای صراحتا موضع خود را در این زمینه اعلام کرد. آنجایی که گفت « موضوعی که من در این سالها با آن برخورد کرده ام، تعصب بر سنت است. یک موضوع را باید اینجا روشن کنم ، اصالت با سنت فرق می کند. اصالت یعنی ریشه داشتن هر پدیده  فرهنگی. در موسیقی هم همین طور باید اصالت باشد اما سنت مطابق با زمان تغییر شکل می دهد. باید اصالت را نگه داریم اما سنت هایمان را بر اساس زمان تغییر دهیم» (ضمیمه روزنامه اعتماد، سه شنبه23 مهر1387 ).

 استاد شجریان در عمل نیز این اعتقاد خود را ثابت کرده است. آنجایی که سازهای بم ساز، صراحی و ساغر را می سازد و از کاربرد آنها در کنسرت ها سخن می گوید و خود نیز آنها را به صحنه می برد.

دیگر خواننده سنت شکن موسیقی ایرانی شهرام ناظری است. سنت شکني ناظری نیاز به هیچ شاهدی ندارد، چراکه سابقه این اعتقاد او به اندازه تمام عمر فعالیت هنری اش است. آنجا که در اولین دیدار با استاد تاج اصفهانی برخلاف سنت آن روزگار شعرهایی از مولانا و فردوسی را با آواز می خواند و با انتقاد استاد تاج روبرو می گردد اما او گفته تاج را نمی پذیرد. ناظری حماسه را با تمام عظمتش وارد موسیقی می کند و صدایش را نیز از این چاشنی پرشور و صلابت بی نصیب نمی گذارد. او در اجرای خود از ریتم بيشتر استفاده می کند و حتی آواز  را اغلب بر روی سطحی از نواخت ریتم می خواند. این شنت شکني ناظری در کاربرد ریتم و حماسه در آواز ایرانی موجب شد تا نشان شوالیه هنری فرانسه را دریافت کند.

قافله سالار سنت شکني در گروه نوازی، کامکارها هستند. کامکارها در اجرای گروهی خود چند سنت دیرینه را تغییر داده اند. آنها به خواننده به عنوان یک ساز در گروه می نگرند و با این اعتقاد ، خواننده سالاری در موسیقی ایرانی را نفی می کنند. در بسیاری از اجراهاي کامکارها تمامی نوازندگان گروه  هم خوانی می کنند و خوانندگان تک گروه نیز نوازنده یک ساز در گروه می باشند. دیگر سنت شکنی کامکارها حرکات صحنه آنان است. پیشینیان بر این عقیده بودند که گروهی كه برای مردم موسيقي اجرا مي كند نباید با مخاطبش کاری داشته باشد و باید به گونه ای در صحنه رفتار کند که گویی کسی مقابل آنها ننشسته است. در بعضی مواقع این اعتقاد تا جایی پیش می رفت که حتي خود نوازندگان  را هم بر می گرفت و نگاه و عکس العمل افراد گروه به یکدیگر را نیز مذموم می شمرد. اما کامکارها نه آن را پذیرفته اند و نه این را. در اجراهای گروهی آنها همواره حرکات دست و چشم، نگاه و عکس العمل به مخاطب و ارتباط اعضای گروه با یکدیگر دیده می شود.

آنگونه که در این مثالها ذکر شد رويكرد سنت شکني با حفظ اصالت ها هم اکنون مورد قبول بزرگان موسیقی ایرانی است. بدون شک پیشرفت هایی نیز كه  طی چند  سال اخیر در زمینه موسیقی سنتی حاصل شده است نتیجه این نگرش خردمندانه می باشد. "چکاوک" افتخار دارد با اعتقاد و احترام به این نگرش تا جایی كه ممکن است در ارائه مطالب خود این امر را مد نظر قرار دهد. درواقع موضع این وب نوشته بیان کننده و پیرو موضع بزرگان موسیقی ایراني است و متعاقبا وظیفه خود می دانیم زين پس در بسط و گسترش این تفکر، آن هنرمندان خردمند را همراهی و پیروی کنیم.


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

آتش عشقم بسوخت خرقه ي طاعات را               سيل جنون در ربود رخت عبادات را

مساله ي عشق نيست درخور شرح و بيان           به كه به يكسو نهند لفظ و عبارات را

دامن خلوت ز دست كي دهد آن كو كه يافت           در دل شبهاي تار ذوق مناجات را

هر نفسم چنگ و ني از تو پيامي دهد                 پي نبرد هر كسي رمز اشارات را

جاي دهيد امشبم مسجديان تا سحر                    مستم و گم كرده ام راه خرابات را

دوش تفرج كنان خوش ز حرم تا به دير              رفتم و كردم تمام سير مقامات را

غير خيالات نيست عالم و ما كرده ايم                 از دم پير مغان رفع خيالات را

خاك نشينان عشق بي مدد جبرئيل                     هر نفسي مي كنند سير سماوات را

در سر بازار عشق كس نخرد اي عزيز               از تو به يك جو هزار كشف و كرامات را

وحدت از اين پس مده دامن رندان ز دست           صرف خرابات كن جمله ي اوقات را

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت   توسط جعفر عربیان   | 
خوبان! نوروز مبارکتان باد...

ارزوی "حافظانه" نوروزی من برای شما: 

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام


+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   | 
امروز -۲۶ اسفند-  را اصلاح طلبان روز  ملی مبارزه با خشونت  نامیده اند. گر چه این روز در  تقویم ملی ایران نیامده است اما حافظه  تاریخی اهل سیاست آن  را  از یاد نمی برد. روزی که سعید حجاریان به تیر تحجر متحجرین گرفتار شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

در این مدت که مطلب جدیدی روی وبلاگ نگذاشتم مسافرت بودم. یک مسافرت دو هفته ای به غرب و شمال غرب کشور. مسافرتی که از همدان و ملایر شروع شد و از سنندج-دیواندره-سقز-بانه-سردشت و مهاباد گذشت و سپس به ارومیه و تبریز رسید و بعد از راه زنجان و قزوین و تهران به کاشان و اران و بیدگل باز گشت. گفتنی از سفر بسیار هست ولی فرصت کم و به قولی "دارم سخنها گفتنی    کو فرصتی تا گویمت".

اما آنچه از همه چیز گفتنی تر مینماید زیبایی کشورمان است. به قول محمد علی اینانلو ایران جهانیست در یک مرز...

در روح و جان من می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد
ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان
سبزی سر چمن سرخی خون من سپیدی طلوع سحر
به پرچمت نشسته


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

 

امروز برای بار دوم فیلم تاریخی اسپارتاکوس((spartacus را دیدم. موضوع فیلم، گلادیاتوری بنام اسپارتاکوس است که پس از فرار از چنگ رومیان، لشکری از بردگان تشکیل می دهد و با آرمان آزادی به جنگ سپاه روم می رود. این فیلم تاریخ را به زیبایی به تصویر می کشد تا آنجا که آزادگی و رادمردی اسپارتاکوس در ذهن مخاطب حک می گردد. همچنین در چند نقطه از فیلم به امپراطوری قدرتمند ایران نیز اشاره می شود. بطور کلی می توان این فیلم را روایتی زیبا و جذاب از آزادگی یک قهرمان رمی نامید. اما نکته اینجاست که آیا این قهرمانان در فرهنگ ما نیز وجود دارند یا خیر؟

 

بی شک اگر ذره ای تامل کنیم نه یک قهرمان بلکه دهها قهرمان از این نوع در تاریخ پر فراز و نشیب این کهن بوم می یابیم. قیام کاوه آهنگر، مردانگی پوریای ولی، پهلوانی رستم، عشق فرهاد و... که هر کدام به نوبه خود گوشه ای از فرهنگ غنی ایران زمین را روایت می کنند. حال با وجود این همه قهرمان و اسطوره متاسفانه تلاشی برای شناساندن آنان به جهان صورت نگرفته است. در دنیای تصویری و رسانه ای کنونی، دیگر مکتوبات قدیمی نمی توانند ابزار مناسبی برای انتقال و شناساندن فرهنگ باشند زیرا سینما با ظرفیتهای خود در روایت تاریخ توانسته است جایگزین بحقی برای تاریخ مکتوب باشد. بدون شک زمانی خواهیم توانست افتخارات و افسانه های خود را جهانی کنیم که از این ظرفیتها بهره کافی بریم چرا که اگر ذره ای سهل انگاری شود نه تنها خود را نخواهیم شناساند بلکه دیگران ضمن تحریف تاریخ، ما را آنگونه که خود می خواهند معرفی خواهند کرد. برای نمونه می توان به تلاش کشور قطر جهت  ساخت فیلمی که در آن مولانا شاعری ترک معرفی می شود اشاره کرد. و یا فیلمهایی که کارگردانان اروپایی در ستایش سلحشوری های رومیان در جنگهای ایران و روم ساخته اند که در آنها ایرانیان قومی وحشی و سرداران آنان نیز خونخوار و بی فرهنگ نشان داده شده اند.

به امید روزی که تفکرات  قالبی و ایدئولوژی سد راه فرهنگ نباشد و این گنجینه غنی یعنی تاریخ و فرهنگ ایران جهانی گردد.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

 

دو ماهی است که قطعی های هر روزه برق تبدیل به معضلی بزرگ و فراگیر شده است. در شهرهای کویری مثل آران و بیدگل ما که دمای هوای آن گاهی به 50 درجه می رسد،قطع برق در تابستان مساوی است با استهلاک مضاعف روح و جسم مردم و یا به عبارت دیگر اضمحلال تدریجی! برای خود من که حدود سه هفته است که به اینجا امده ام خاموشی ها نتیجه ای جز آرزوی بازگشت به تهران باقی نگذاشته است. اما دیشب قطع برق برای اولین بار خاطره انگیز شد.

دیشب برق که قطع شد رفتم توی حیاط. هیچ نوری از هیچ چراغی به چشم نمی خورد مگر روشنی قرص ماه که چراغ آسمان زیبای دیشب بود. آسمانی پاک و زلال مثل آب چشمه ی فین کاشان. نگاهم را از ان همه زیبایی بر نداشتم و روی تخت وسط حیاط دراز کشیدم. چشمم به آسمان بود و ذهنم درگیر ترانه ی بی نظیر "شب مهتاب" با صدای سیمین غانم. ترانه ای که در شبهای مهتابی بسیار شنیدنی است:

 

من از اون آسمون آبی میخوام

من از اون شبهای مهتابی میخوام

دلم از خاطره های بد جدا

من از اون وقتای بی تابی میخوام

 

من میخوام یه دسته گل به آب بدم

آرزوهامو به یک حباب بدم

سیبی از شاخه ی حسرت بچینم

بندازم رو آسمون و تاب بدم

 

گل ایوون بهاره دل من

یه بیابون لاله زاره دل من

 

مثل یک عطر گل اقاقیا

دلم آواز می کنه بیا بیا

تو می ری پشت علفها گم میشی

من می مونم و گل اقاقیا...

 


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   | 
بالاخره پس از سه سال انتظار و آرزو این هفته گروه موسیقی دانشگاهمون تشکیل شد. از زمانی که برای تحصیل به تهران امدم خیلی تلاش کرم که گروهی تشکیل بدم و در اون فعالیتهام رو ادامه بدم ولی نشد که نشد...

نه کسی به قول معروف پایه بود و نه حس و حالی برای ما مونده بود. چرا که قبلا در آران و بیدگل در سالهای ۱۳۸۱-۸۲ یه گروه تشکیل دادیم که  متاسفانه با اون چنان بد برخورد شد که قسم خوردم تا زنده ام دیگه اونجا برنامه اجرا نکنم...

دو سه سالی رو در انزوا و در شب نشینی های دوستانه با موسیقی گذروندیم تا اینکه هفته قبل بچه های دانشگاه باهام تماس گرفتند و ازم خواستند که برای تاسیس گروه باهاشون همکاری کنم. با کمال میل قبول کردم و تا الان سه جلسه تمرین داشتیم.

من برای گروه خوانندگی میکنم و نوازنده ها از این قرار اند:

سنتور: سروش(از بچه های دانشکده ادبیات)

تار: زکریا(دانشکده روانشناسی)

کمانچه: خانم میرزاوند(دانشکده علوم اجتماعی)

دف: خانم سلیمی(دانشکده علوم ارتباطات)

تنبک: سالار(داداش سروش)

سه تار: فاطمه(دانشکده علوماجتماعی)

نی: علی(دوست سروش)

زمان و تاریخ کنسرتها رو بعدا میگم... 


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

آستان مقدس حضرت محمد هلال بن علی (ع) امسال نیز طبق سنوات گذشته پذیرای میهمانان و زائران نوروزی از سراسر کشور بود. هر کس که ذره عشقی به خاندان پیامبر (ص) در سینه داشت، بار سفر به این دیار بست و سر ارادت به آستان حضرت محمد هلال (ع) فرود آورد. یکی از شیراز آمده بود و می گفت که سالهاست آرزوی تشرف به این بارگاه را در دل دارد. دیگری از کرمانشاه مسیر 700 کیلومتری را طی کرده بود تا از خوان معنوی فرزند مولا علی (ع) توشه ای بر گیرد و افتخار میهمانی هلال نصیبش گردد. تعداد زیادی از زائران قبل از تحویل سال خود را به این مکان مقدس رسانده بودند به این امید که ندای "یا مقلب القلوب و الابصار" را در جوار حرم زمزمه کنند و از این طریق مصداق "حول حالنا الی احسن الحال" گردند. ساعتها مانده به زمان تحویل سال نو صحن آستان مملو از جمعیت بود و مشتاقان، بارگاه حضرت محمد هلال (ع) را همچون کعبه ای مرکز ثقل حضور خود قرار داده بودند. لحضه ی تحویل سال طبق رسم دیرینه ی ایرانیان، بانگ نقاره در فضای حرم طنین انداز شد و خادمان حرم نوای شادی عید را به طبل کوبیدند وبه کرنا نواختند. بوی کندر و اسفند، نوای شادی، محبتهایی که مردم به یکدیگر تعارف می کردند، خنده هایی که بر لبان کودکان پس از گرفتن عیدی می نشست، سبزه های کنار حوض آب و فوران آب از میان حوض چنان صفایی به آستان بخشیده بود که گویی وعده های بهشتی خداوند در گوشه ای از این دنیای فانی تحقق یافته است.

این زیبایی ها به همراه شور و هیجان زائران در تمام ایام تعطیلات جریان داشت. در هر گوشه ای از صحن مطهر، مسافران بار سفر نهاده بودند و قالیچه ای در کنارش گسترانده و در کنار خانواده به نظاره ی زیبایی های جاری نشسته بودند. برای آنهایی نیز که قصد اقامت شبانه داشتند مکانهایی در نظر گرفته شده بود و خادمین هلال با رعایت کامل رسوم میهمان نوازی، مسافران را در این مکانها اسکان می دادند.

گذشته از این، تفاوت نوروز امسال با سالهای قبل، جلوه هایی از هنر بود که در چهار گوشه ی صحن مطهر خود نمایی می کرد. امسال به همت هیئت امنای استان مقدس حضرت محمد هلال بن علی(ع) اولین جشنواره ی هنرهای تجسمی هلال در صحن مطهر برقرار بود. در یک گوشه عکاسان آثار خود را به نمایش گذاشته بودند و هر یک از نگاه دوربین خود فضایی زیبا از بارگاه هلال و جاذبه های شهرستان آران و بیدگل را به علاقمندان عرضه می کردند. در طرف دیگر نقاشی های زیبایی که هنر مندان منطقه ترسیم  کرده بودند در معرض دید همگان قرار گرفته بود و همچنین در گوشه ای طراحان، آثار گرافیکی و در جهت دیگر هنرمندان سازنده ی آثار حجمی به گونه ی دیگری هنر نمایی می کردند.

در این میان آنچه بیش از همه جلب توجه می کرد این بود که همه ی فعالیتهای مردم خطه ی کویر سمت و سویی به آستان حضرت محمد هلال(ع) دارد. تا جایی که حتی روز 13به در به آنجا مشرف می شوند و سیزدهمین روز سال نو را با مبارکی و تقدس هلال می گذرانند. به راستی که این همه عشق و ارادت، با بیان قلم قابل توصیف نیست و واژه ها برای نقل سخن از این همه زیبایی قاصرند. تنها واژه ای که می تواند گوشه ای از دلبستگی مردم به هلال را بیان کند کلمه ی اشتیاق است و به راستی که " به صد دفتر نشاید گفت وصف الحال مشتاقی".

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط جعفر عربیان   |